تبليغاتX
دست نويس
هر آنچه از دل بر آيد
سلام

این بار میخوام با یه رویکرد جدید بنویسم. درباره موضوعی که اونقدر راجع بهش گفتن که شده ورد زبون

همه ((عشق)).فکر میکنم کار سختی باشه که بخوای در این باره بنویسی. من فکر میکنم آدما همیشه

عاشقن منتها در طول زمان معشوقه شون عوض میکنن.یه عده از آدما عاشق یه موجود خیالی هستند

که تو ذهنشون و هر جور خصوصیت مثبت و درش جمع شده می بینن (( با تواما!)). حالا ممکنه جسم

اون آدم وجود خارجی داشته باشه ولی بقیه اش... حالا همون آدم با اون موجود خیالی زندگی میکنه

می خنده گریه میکنه درد دل میکنه و به اصطلاح فایل قلبشو با اون ذهنیت پر کرده و دیگه جا واسه

معشوقه واقعی تو ذهنش نیست .فرصتای زیادی رو از دست میده دل خیلیا رو میشکنه ((بازم با تواما!))

اما بازم احساس کمبود و ناراحتی نداره چون با اون خیال زندگی ها داره و اساسآ یه جور توهم مزمن

وجودش و اشغال کرده. اما وای به حال روزی از این خواب خرگوشی پاشه. دیگه راهی واسه جبران باقی

نمونده چون زندگی دکمه برگشت نداره.میدونین بچه ها آدمای واقعی دارای نقطه ضعفای گاهآ بزرگی

هستن. اما یادمون نره عاشق واقعی اونه که معشوقه رو همون طوری که هست بخواد نه اون طوری که

دلخواه خودش . یه آدم ایده آل! چه باور بکنیم و چه نه. زندگی داره میره.پس چشمامون و به حقیقت باز

کنیم.

 عشق همین نزدیکی هاست

یاعلی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت   توسط آرش  | 

سلام

يه چند وقتي بود كه بخاطر مسابقه نبودم . اول از هر چيز بگم كه اين مسابقه يه فرصت خوب واسه خودم

بود كه به خيلي چيزا فكر كنم و يه سري تصميم اساسي بگيرم.اما تا چه حد به اونا عمل كنم خدا

داند.ممنونم كه نوشتيد و صادقانه نوشتيد . بدون تعارف ميگم(كلآ آدم ركي هستم) چه اونايي كه

نظراتشونو خونديد وچه اونايي كه نخونديدو خودشون دليلشو ميدونن. از ته دل نوشتن .

و شرمنده كه خودم جملمو ننوشتم چون....

با اجازه شما من نظر آقا داوود رو انتخاب ميكنم و البته اين يه نظر كاملا شخصيه

اما نظر آقا داوود:

وقتی داشت میرفت، میخواستم بهش بگم:
میخواستم بهش بگم:....میخواستم بهش بگم:...................میخواستم بهش بگم:



............میخواستم بهش بگم:......................میخواستم بهش بگم:........





..............................میخواستم بهش بگم:





................حتی اینجام که نیس، نمی تووونم یگم........هر چی سرم بیاد حقمه!

بازم از همتون ممنونم و از خودم شاكي

تا بعد يا علي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت   توسط آرش  |