تبليغاتX
دست نويس
هر آنچه از دل بر آيد
سلام امروز ترانه رویای آبی از آخرین آلبوم هاتف رو می زارم.فکر میکنم با یه مقدار تامل خودش یه دنیا حرف باشه.

وقتي ميبوسه تو رو ياده من مي افتي هيچوقت؟
وقتي نازت ميكنه ياده من مي افتي هيچوقت؟
وقتي گل ميده بهت ياده ميخكام مي افتي ؟
وقتي زل زدي بهش ياده شكلكام مي افتي ؟
يا كه نه ؟ ياده من مي افتي هيچوقت
يا كه نه ؟ ياده من مي افتي هيچوقت
وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره ؟
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره ؟
وقتي با همديگه اين كناره هم اينور و اونور
وقتي چشم غره ميري واسه چشمات ميزنه پرپر؟
تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش ميزاره يا كه نه ؟
مثل من يا كه نه ؟ مثل من يا كه نه ؟ مثل من ...
لالالالالالالالالالالا ...
وقتي آهنگي كه با هم مي شنيدم و گوش ميدي يادم مي افتي ؟
وقتي دوستاي قديمو ميبيني از من ميپرسي ؟
خيلي دوست دارم بدونم كه حالت چطوره راستي
هنوز عكسامو نگه داشتي يا نه ؟
هواي طوطيمونو داشتي يا نه ؟
ياده من مي افتي هيچوقت ؟
وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره ؟
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره ؟
وقتي دلگيره ازت تو رو ميبخشه مثل من ؟
واسه خندوندن تو ميكشه نقشه مثل من ؟
تو رو دوست داره مثل من يا كه نه؟
اشكات رو تنش مي باره يا كه نه ؟
تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش ميزاره يا كه نه؟
مثل من ...
مثل من ...
مثل من ...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

گاهی اوقات یه آدم و تنهایی و این همه سوال.حس غریبیه اگه تجربه ش کرده باشین


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت   توسط آرش  | 

یه وقتایی آدم ایتقدر تو مشکلات خودش غرق میشه که فرصت فکر کردن به دیگران رو از دست میده و یه وقتایی پا رو از اینم فراتر میزاره و از خودشم غافل می مونه. احساسی که این چند وقته بد جوری ذهن من مشغول کرده اینه که وقتی بین یه آدم با حداقل خواسته ها و نیازاش فاصله دریاست چه انگیزه ای میتونه اون ادم رو به جلو هل بده.وقتی به خودم و دوستان و اطرافیان نگاه میکنم می بینم که در صرف کردن کلمه بی خیال دکترا گرفتیم . گذشتن از ایده الا واسمون عادی و روتین شده یعنی یه جورایی شکست و قبول کردیم و پیروزی رو باور نداریم .روزمره گی امونمون بریده و عقربه لذت شمار زندگی به آخر empty چسبيده و يك كلام فقط صبح به شب مي رسونيم.

فكر كنيد اگر تو اين شرايط اميد رو هم از آدم بگيرن چي ميشه؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت   توسط آرش  |