|
|
|
|
|
سلام امروز ترانه رویای آبی از آخرین آلبوم هاتف رو می زارم.فکر میکنم با یه مقدار تامل خودش یه دنیا حرف باشه.
وقتي ميبوسه تو رو ياده من مي افتي هيچوقت؟ --------------------------------------------------------------------------------------------------------- گاهی اوقات یه آدم و تنهایی و این همه سوال.حس غریبیه اگه تجربه ش کرده باشین
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت توسط آرش
|
|
||
|
|
|
|
|
یه وقتایی آدم ایتقدر تو مشکلات خودش غرق میشه که فرصت فکر کردن به دیگران رو از دست میده و یه وقتایی پا رو از اینم فراتر میزاره و از خودشم غافل می مونه. احساسی که این چند وقته بد جوری ذهن من مشغول کرده اینه که وقتی بین یه آدم با حداقل خواسته ها و نیازاش فاصله دریاست چه انگیزه ای میتونه اون ادم رو به جلو هل بده.وقتی به خودم و دوستان و اطرافیان نگاه میکنم می بینم که در صرف کردن کلمه بی خیال دکترا گرفتیم . گذشتن از ایده الا واسمون عادی و روتین شده یعنی یه جورایی شکست و قبول کردیم و پیروزی رو باور نداریم .روزمره گی امونمون بریده و عقربه لذت شمار زندگی به آخر empty چسبيده و يك كلام فقط صبح به شب مي رسونيم.
فكر كنيد اگر تو اين شرايط اميد رو هم از آدم بگيرن چي ميشه؟
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت توسط آرش
|
|
||