|
|
|
|
|
بايد قبول كرد .خيلي اوقات خيلي از عقايد و طرز تفكر ما آدما مثل يه قوطي كنسرو يا يه سس مايونز تاريخ مصرف داره و اگه از تاريخ مصرفش رد بشه باعث ايجاد بيماري و ناراحتي ميشه . رفتار ما خواسته يا ناخواسته از جامعه و محيطي كه در اون زندگي مي كنيم تاثير مستقيم ميگيره .زندگي ما آدمها اونقدر زياد نيست كه بخوايم هر هدف يا خواسته اي رو به بعدها موكول كنيم چرا كه شايد روز بعدي در كار نباشه.امروزه در جامعه ما نوعي روزمره گي گريبان همه رو گرفته و همه ما ماشين وار يه سري رفتار رو به شكل تكراري از خودمون بروز ميديم و با اين شيوه و روش گذران عمر ميكنيم .چرا كه سايه مشكلات مالي رو ميشه كم و يا زياد روي اكثر خانواده ها و زندگيها احساس كرد و عملا سگ دو زدن جهت امرار معاش كار اكثريت مردم شده. حالا شما در نظر بگيريد يه آدم خسته از كار ي كه حالا چند شيفته شده به خونه ميره ديگه نايي واسه صحبت و درددل با خانوادش .مطالعه و رسيدن به علايق شخصيش براش باقي نمونده ميگيره ميخوابه و دوباره فردا صبح روز از نو روزي از نو . و هميشه منتظره كه جمعه اي برسه تا بتونه استراحت كافي بكنه و به كاراي شخصيش برسه . تازه اگه غم نان بگزارد ! .عملا هدف از بيان اين مطالب اين بود .يه سري تفكر تو آدما وجود داره مثل ميل به تخريب ديگران حسادت پشت سر گويي و از اين دست تفكرات كه عملا غير از ارضاي كمبودهاي روحي و رواني فرد اونم مسكن وار درد ديگه اي رو دوا نمي كنه .حالا كه زندگي به هزار و يك دليل اونقدر ها هم لذت بخش و دلچسب دنبال نميشه كه آدم به خاطرش دست به هر عملي بزنه .اگه يه مقداري با ديد بازتر و ديدگاه روشن تر بهش نگاه كنيم خيلي ساده ميبينيم كه موفقيت ديگران و رشد اونها عملا منجربه موفقيت و رشد جامعه ا ي ميشه كه ما دراون زندگي مي كنيم و اين يعني لذت بردن بيشتر از اين زندگي .باور كنيد در اين شرايط هيچ چيز بالاتر از عشق دوستي و محبتي كه بين آدمها به وجود مياد داراي ارزش نيست چرا كه رسيدن به يه سري امكانات و مسايل مادي به عمر خيلي از ماها نمي رسه. اگه دل خوش داشته باشيم حداقل رو اونقدر زيبا ميشه ديد كه خيليا با داشتن حداكثر ها نميبينند .اين دنيا اونقدر وسيعه كه جا براي موفقيت و مطرح شدن همه آدمهاش داره به شرطي كه با يه سري افكار پوچ و بچه گانه دنياي خودشون رو كوچيك و ذليل نكنند . پس تا تاريخ مصرفمون تموم نشده . بيام و خيلي تفكرات منقضي خودمون رو اصلاح كنيم كه فردا ديره... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت توسط آرش
|
|
||