تبليغاتX
دست نويس
هر آنچه از دل بر آيد
تو زندگی هر آدمی لحظاتی وجود دارند که از اونها به عنوان لحظات کلیدی یاد می بریم.و یکی از سخت ترین لحظات کلیدی لحظه انتخابه.حالا هرچه قدر عمیقتر به یک قضیه و بازخوردها و حواشی اون فکر کنیم وارد اون قضیه شدن و تصمیم گری و انتخاب هم برامون سخت تر میشه.واین قضیه لحظه ای بیشتر نمودپیدا می کنه که فرصتی برای آزمون و خطا هم برای آدم باقی نمونده باشه.یه ضربالمثل خارجی میگه آدم عاقل هرگز تمام تخم مرغهاش و توی یک سبد نمی زاره .به این مفهوم که اگه اتفاقی واسه اون سبد بیفته دیگه تخم مرغی براش باقی نمی مونه .اما من معتقدم گاهی تصمیمهای احساسی بهتر از تصمیمات عقلانی راهگشا میشن به خصوص اگه قبول کنیم که دایره عقلانیت از دایره احساست کوچیکتره چون بر پایه استدلال و عینیت حرکت می کنه.برای من که متولد فروردینم چند روز دیگه یک عدد به یکان سال شمار زندگیم اضافه میشه.امسال سال ویژه ایه به خاطر خیلی چیزا و مهم تر از همه به خاطر خودم.چون همیشه پس از یک دوره رخوت پرواز یه حال دیگه ای داره هر چند پر خطره اما از نشستن و انتظار قشنگتره چون همه چیزش دست خودت و لطف خداست.

در خویش سفر کردم و از خویش بریدم

در راه سفر هرچه بلا بود کشیدم

با حیرت بسیار ولی از تو شنیدم

این راه که طی شد پایان سفر نیست

شش منزل دیگر از راه تو باقیست

گفتی که چهار است سفرهای تو هشدار

یار تو به یک بار رسیدن نشود یار

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت   توسط آرش  |